تبلیغات اینترنتیclose
( عبور) (دکتر کدکنی )
پیچک ( دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی)
م سرشک
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 2 مرداد 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

عبور

 

 

 

سفر ادامه دارد و شب از کناره می رود
 گریوه ها و دشت های رهگذر
دوباره شکل یافتند و روشنی
که آفریدگار هستی است
 دوباره آفریدشان
 سفر ادامه دارد و من از دریچه ی ترن
 به کوه ها و دشت ها سلام عاشقانه ای
 که جویبار جاری و
 جوان روشنی ست
 در کویر پیر سوختن
 روانه می کنم
لطافت هوای بانداد را
 ز گیسوان دختری که از میان پنجره
فشانده موی نرم خویش را به دوش باد
روایتی رها
و عاشقانه می کنم
 سفر ادامه دارد و در آستان صبحدم
 درخت های پسته در کنار راه
سکوت سبز خویش را به آب داده اند
 و رشد سالیانه ی ستاک های ترد را
 پس از تحمل عبوس یک درنگ قهوه ای
به ابر و باد و آفتاب داده اند
سفر ادامه دارد و میان بهت دشت ها
 کبوتران وحشی از میان حلقه های چاه
نگاه های حیرت اند سوی آسمان
 که می روند و می روند و می روند
فراتر از یقین بدان سوی گمان
 سفر ادامه دارد و
 پیام عاشقانه ی کویر ها به ابرها
سلام جاودانه ی نسیم ها به تپه ها
 تواضع لطیف و نرم دره ها
غرور پاک و برف
پوش قله ها
صفای گشت گله ها به دشت ها
چرای سبز میش ها و قوچ ها و بره ها
سفر ادامه دارد و بهار با تمام وسعتش
مرا که مانده ام به شهر بند یک افق
به بی کرانه می برد
 و من به شکر این صفا و
 این رهایی رهاتر از خدا
تمام بود خویش را
که لحظه ای ست از ترنم غریب
سیره ای
نثار بی کرانی تو می کنم
زمان ادامه دارد و سفر تمام می شود
 

دکتر کدکنی

دکتر کدکنی

 

برچسب ها : ,

موضوع : عبور ( یک قطعه ), | بازديد : 686