تبلیغات اینترنتیclose
( آن عاشقان شرزه ) ( دکتر کدکنی )
پیچک ( دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی)
م سرشک
نوشته شده در تاريخ جمعه 30 تير 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

آن عاشقان شرزه

 

 آن عاشقان شرزه که با شب نزیستند
رفتند و شهر خفته ندانست کیستند
 فریادشان تموج شط حیات بود
 چون آذرخش در سخن خویش زیستند
مرغان پر گشوده ی طوفان که روز مرگ
دریا و موج و صخره بر ایشان گریستند
 می گفتی ای عزیز ! سترون شده ست خاک
اینک ببین برابر چشم تو چیستند
 هر صبح و شب به غارت طوفان روند و باز
باز آخرین شقایق این باغ نیستند

 

 

دکتر کدکنی

 

دکتر کدکنی

 

 

برچسب ها : ,

موضوع : از بودن و سرودن جلد اول, | بازديد : 403