تبلیغات اینترنتیclose
( گل های زندان ) (دکتر کدکنی)
پیچک ( دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی)
م سرشک
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 2 مرداد 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

گل های زندان

 

 

گیرم که ابر بامدادان بهشت اینجا
 بارید و خوش بارید
 وان روشنی آسمانی را
 نثار این حصار بی طراوت کرد
از ساحل دریاچه ی
اسفند
با بی کرانی آیینه اش تابید و خوش تابید
اما
 مرغان صحرا خوب می دانند
گلهای زندان را صفایی نیست
 اینجا قناری ها ی محبوس قفس پیوند
 این بستگان آهن و خو کرده با دیوار
بر چوب بست حس معصوم سعادت های مصنوعی
 با دانه ای فنجان آبی چهچهی آوازشان
خرسند
هرگز نمی دانند
کاین تنگناشان پرده ی شور و نوایی نیست
 

گیرم که ابر بامدادان بهشت اینجا
 بارید و خوش بارید
 وان روشنی آسمانی را
 نثار این حصار بی طراوت کرد
از ساحل دریاچه ی
اسفند
با بی کرانی آیینه اش تابید و خوش تابید
اما
 مرغان صحرا خوب می دانند
گلهای زندان را صفایی نیست
 اینجا قناری ها ی محبوس قفس پیوند
 این بستگان آهن و خو کرده با دیوار
بر چوب بست حس معصوم سعادت های مصنوعی
 با دانه ای فنجان آبی چهچهی آوازشان
خرسند
هرگز نمی دانند
کاین تنگناشان پرده ی شور و نوایی نیست
 

 

دکتر کدکنی

دکتر کدکنی

برچسب ها : ,

موضوع : مجمو عه از زبان برگ جلد اول, | بازديد : 295