تبلیغات اینترنتیclose
( غزلی در مایه ی شور و شکستن ) (دکتر کدکنی)
پیچک ( دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی)
م سرشک
نوشته شده در تاريخ شنبه 31 تير 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

غزلی در مایه ی شور و شکستن

 

 

 

نفسم گرفت ازین شب در این حصار بشکن
 در این حصار جادویی روزگار بشکن
چو شقای از دل سنگ برآر رایت خون
به جنون
صلابت صخره ی کوهسار بشکن
تو که ترجمان صبحی به ترنم و ترانه
 لب زخم دیده بگشا صف انتظار بشکن
سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی؟
تو خود آفتاب خود باش و طلسم کار بشکن
بسرای تا که هستی که سرودن است بودن
 به ترنمی دژ وحشت این دیار بشکن
شب غارت تتاران همه سو
فکنده سایه
تو به آذرخشی این سایه ی دیوسار بشکن
ز برون کسی نیاید چو به یاری تو اینجا
تو ز خویشتن برون آ سپه تتار بشکن
 

دکتر کدکنی

دکتر کدکنی

برچسب ها : ,

موضوع : از بودن و سرودن جلد دوم, | بازديد : 750